وبلاگ تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی متفکرین در بردارنده دلمشغولی های یک دوستدار ایران و ایرانی |
ده سال پیش یا کمتر از آن ،گویی همین دیروز بود.سر تیتر اغلب خبرهای دنیا از خاورمیانه حول عراق،صدام حسین،سلاحهای کشتار جمعی،تسلیحات جنگی،مواد میکروبی و شیمیایی،موشک های دوربرد،نفت،تحریم عراق،قطعنامه های شورای امنیت پشت هم،نفت در برابر غذا و دارو،قطع روابط با عراق،مشکلات مردم عراق،گردنکشی صدام حسین و اطرافیانش و....دور می زد.
چند سالی طول کشید تا سناریو کامل شد.بازرسان سازمان ملل،بازرسی از تأسیسات نظامی عراق،حتی بازرسی از یکی از کاخهای ریاست جمهوری،تمرد عراق و قطع همکاری با بازرسان پس از چند مرحله بازدید،بازرسان:تا کنون به مورد مهمی برنخورده ایم.مطبوعات غربی:تصاویر ماهواره ای خلاف ادعای بازرسان را ثابت می کند.جورج دبلیو بوش با گزارشی سری از سوی محافل امنیتی و جاسوسی آمریکا به کنگره می رود.کالین پاول دور دنیا یک سری عکس را به همه نشان می دهد.اسراییل وارد صحنه می شود.صدام حسین زورش(دستش) به بازیگردان اصلی نمی رسد برای اسراییل خط و نشان می کشد.اسراییل مظلوم نمایی می کند.بازیگردان اصلی چه زیبا همه چیز را به سمت وسوی مورد نظر خود هدایت می کند.!
اسراییل بیچاره از غم و غصه دارد دق می کند.!!استکبار جهانی از ناراحتی فرزند خوانده اش دلخور می شود.تمام جهان باید در مقابل عراق بپا خیزد.عراق تهدیدی است برای امنیت جهانی.صدام جانی است و برای صلح جهانی خطرناک است.ولادیمیر پوتین به صدام اطمینان خاطر می دهد:در شورای امنیت از حق وتو استفاده خواهیم کرد.مردانه بمیر،آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!!
سناریو در حال کامل شدن است.اینک تمام جهان و جهانیان در خطرناکی صدام حسین هیچگونه تردیدی ندارند و بسیج شده اند تا ریشه صدام و صدامیان را از ریشه بر کنند(صلوات)حتی ایران نیز خوشحال از اینکه یک جانی بالفطره در همسایگی در حال احتضار است.صدام و یارانش پارس می کنند و برای پدرخوانده خط و نشان می کشند.یادم نیست صدام هم مانور موشکی و نظامی داشت یا نه ولی بخاطر دارم که هربار عرصه بر صدام و عراق تنگ می شد برای اسراییل خط و نشان می کشید.
و پس از چند سال زمینه سازی و مانور تبلیغاتی سناریو کامل تر شده،بالاخره فرمان حمله صادر شد.تمام جهان ،تمام تکنولوزی،تمام جنگ افزارهای پیشرفته بر علیه یک کشور جهان سومی بکار گرفته شد.کشوری که در حل مسئله غذا و داروی مردم خود عاجز بود تبدیل شد به تهدیدی برعلیه تمام جهان.
در مدتی بسیار کوتاه عراق شکست خورد.صدام و صدامیان یا کشته شدند یا آواره.تأثیر رسانه ها به حدی بود که تا سالها پس از پایان جنگ کماکان عده ای بدنبال کشف سلاحهای کشتار جمعی،میکروبی و بعضا" هسته ای بودند ولی دریغ از یک مورد ولی جنگ بر اساس اهدافی که داشت شروع و با نیل به آنان پایان پذیرفت و آب از آب تکان نخورد.
و اینک پس از چند سال سناریویی با نگارشی جدید و با اهدافی مشترک در رابطه با ایران شروع شده است.ایران محور شرارت،ایران بزرگترین حامی تروریست،ایران بدنبال دستیابی به بمب هسته ای،ایران تهدیدی برای امنیت جهانی و ......
متأسفانه علیرغم تجربه تلخ عراق،ایران مطلوب استکبار جهانی بازی می کند!!طی چند سال گذشته در چند مرحله به قطعنامه های شورای امنیت بی توجهی نمود،تحریم ها آغاز شد،اجماع جهانی بر علیه ایران به وجود آمد و هنوز چند گام به مرحله نفت در برابر غذا و دارو مانده است.
قصدم از بازگویی این سناریو نه ایجاد رعب و وحشت بلکه این است که بگویم جریان هسته ای ایران درست در مسیری که مطلوب آمریکاست در حال حرکت است و صد البته که بازیگران ایرانی بسیار کوتوله اند و مبتدی بازی می کنند.
امیدوارم ایران با تدبیر و پند از سرگذشت عراق از احساسی بودن پرهیز کند و همیشه بر اساس اندوخته های خود بازی کند نه با یک تاکتیک انفعالی و نخ نما شده که فرصت ها از دست رفته و می رود.
طی مدت اخیر بارقه هایی از تدبیر و تعقل در محافل سیاسی و امنیتی حکومت اسلامی ایران درگیر در پرونده هسته ای شایع شد.در محافل داخلی و خارجی بحت هایی در گرفت مبنی بر اینکه ایران بجای لجاجت این بار سعی دارد با کشورهای درگیر توافق کند.کما اینکه من نیز همانند تب عمومی جامعه سراسیمه خودم را برای نوشیدن جام زهر از سوی کسانی که سالهاست شهد شیرین جان و مال مردم مظلوم ایران را می نوشند ، آماده کردم.طی نفاسیر بنگاههای خبری سیاسیون ایران نغمه هایی در رابطه با پذیرش مصلحت بجای لجاجت را شروع کردند و اغلب خوشبین به نتایج مذاکرات پیش رو بودند.
بعد از مدتها انتظار طی 2 روز اخیر جزئیات بیشتری در خصوص محتوی پاسخ ایران به بسته پیشنهادی کشورهای 5+1 مشتمل بر پافشاری ایران بر مواضع قبلی و عدم توقف غنی سازی منتشر شد.بدان اضافه کنید افاضات آقای احمدی نژاد و رهبر انقلاب را که گویی در رویاهای کودکانه خود کماکان سودای رهبری و آقایی جهان را در سر می پرورانند.گویی بی خبر از رنج و محنتی که محدودیتهای اعمالی بر زندگی و معیشت مردم اضافه نموده باز هم در رویای قهرمانی مبارزه با استعمار و استکبار جهانی در قرن 21 می باشند.و فارغ از بدبختی های مردم ایران برای گردنکشان و قلدران جهان سنگ پراکنی می کنند.نمیدانم آقای احمدی نژاد از اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی تا چه حد مطلع هستید؟آیا بازهم طبق روال مرسوم با استهزاء و فرافکنی با مشکلات مواجهه می گردید؟مزید اطلاع به واسطه مشکلاتی که جنابعالی و همقطارانتان ارمغان آورده اید بسیارند خانواده هایی که در معاش روزانه شان وامانده اند.بسیارند کارگران شریفی که ماههاست حقوق و مزایای خود را دریافت ننموده اند.از اوضاع بازار مطلعید ؟بازاریانی که طی قریب 30 سال گذشته در بسیاری مواقع پاچه خوار حکومت عدل شبه اسلامی!!بوده اند بد جوری در منجلاب خود ساخته دست و پا می زنند.جوانانی که در نظام آموزشی سرزمین امام قائم!!پرورش یافته اند با مواد مخدر و روان پریشی دست به گریبان هستند.قطعا" به روال مرسوم با خودبزرگ بینی و مالیخولیای ذاتی از مواجهه با واقعیات فرار می کنید.یقین بدانید مردمی که در مسافرتها و ملاقاتهای عمومی بوی بهشتی و رجایی برای تو و رهبرت سر می دهند این بار ز جانفشانی برای تو و مقتدایت دریغ خواهند کرد.
باز هم لجاجت و سرکشی کنید ولی یقین بدانید این روش همان روشی است که شما را به قبرستان و گورستان تاریخ رهنمون خواهد نمود.ولی امیدوارم قبل از دیر شدن قدری از شعارهای پوچ و بی بهره فاصله بگیری و با واقعیات روبرو شوید.بدون پیرایش ، مسامحه و شعار و به فکر این ملت مفلوک و گرفتار در دام مشکلات باشید.که فرصت بسیار اندک است برای پیشگیری از یک فاجعه انسانی.
طی چند هفته اخیر گمانه زنی و سنجش افکار عمومی جامعه به منظور تعیین بهترین گزینه برای کاندیداتوری انتخابات پیش رو ریاست جمهوری از سوی جناح های مختلف شروع شده است.به روال چند دوره اخیر ابتدا با مطرح کردن نام های مختلف سطح اقبال عمومی را اندازه گیری می کنند و در انتها نیز با القائات و شگردهای تبلیغاتی تلاش می کنند تا نظرونفر خود را به کرسی بنشانند و در این مسیراز سهم خواهی و باج گیری هم تا دلت بخواهد فروگذار نکرده و نمی کنند.
دیروز به سایتی برخورد کردم که در حال جمع آوری نظرات مردم در رابطه با کاندیداتوری آقای خاتمی بود و ظاهرا" ایشان از حضور مجدد در صحنه انتخابات صحبت می کنند.خاتمی با تمام خدماتی که به رواج مدنیت و تضارب آراء و اندیشه ها در ایران نمود ولیکن بدلیل عدم برخورداری از صلابت و جسارت ذاتی یک راهبر و لیدر حرکت اجتماعی در لابی های سیاسی ،مصلحت مردم را به مصالح حکومت تعویض کرد.
بدون هیچگونه جسارتی به منزلت فردی و ادبی آقای خاتمی،به عنوان یک شهروند ایرانی که برای یک بار تنها یک بار شوق شرکت در انتخابات توسط آقای خاتمی و صحبت های زیبایش در من ایجاد شد، می خواستم به ایشان توصیه کنم آبرو و وجهه خود را وجه المصالحه نکند و سعی کند به عنوان پدر معنوی جریان اصلاحات در پس پرده بماند.
ولیکن طی چند سال گذشته همواره اصلاح طلبان بدلیل عدم اجماع بر روی نظرات و چهره های کلیدی مجبور شدند با اندک نیروی باقیمانده خود بجای مقابله با طرف مقابل سعی در مخدوش کردن چهره های خودی نمایند.معتقدم اگر اصلاح طلبان بدنبال راهیابی به کاخ ریاست جمهوری و بدست گرفتن عنان قدرت هستند باید سعی نمایند از چهره های سوخته سیاسی که مردم از کارآیی و اثربخشی نظرات آنان ناامید هستند پرهیز نمایند و صدالبته با اتخاذ یک سیاست یکدست و هماهنگ شاهد موفقیت را به آغوش خواهند گرفت.
و پیشنهاد:
در بین چهره های چپ اسلامی به زعم من چند چهره داریم که در بین عوام از اقبال و محبوبیت خدشه ناپذیری برخوردارند .از جمله :میرحسین موسوی،عبدا... نوری،موسوی خوئینی ها و .....ولی در بین تمامی این چهره های نزدیک به اصلاحیون حکومتی تنها چهره ای که بدلیل دوری از مناصب حکومتی ، مافیای اقتصادی ایران و منتسب بودن به بیت آیت ا... خمینی و چهره محجوب و ظاهر جوان و آراسته اش از اقبال بیشتری برخوردار خواهد شد آقای حسن خمینی است.به نظر من گروههای چپ و متمایل به اصلاح طلبان با جمع شدن به زیر پرچم حسن خمینی قطعا" موفق خواهند شد از آزمون انتخابات دهم ریاست جمهوری موفق بیرون آیند .
در صورت انتخاب و معرفی حسن خمینی گروههای تندرو نمی توانند چهره محبوب او را تخریب کنند.شورای نگهبان یقینا" نمی تواند جلوی فردی از بیت بنیانگذار انقلاب به ایستد.صد البته در صورت هجمه طرف مقابل نیز مظلومیت ایشان بیشتر نمایان می گردد و میزان محبوبیتش بیشتر خواهد شد.
به نظر من شرکت در بازی انتخابات با حسن خمینی ،بازی برد برد است.
طی 2 هفته گذشته به واسطه تحریم های اعمالی بر علیه شعب بانک ملی ایران در کشور های اروپایی و عدم امکان واریز وجوه ارزی بلوکه شده مربوط به طرف های ایرانی که میبایست از سوی بانک های مزبور انجام گیرد باعث تحمیل شرایط بغرنج مالی به بازرگانان و شرکت های ایرانی گردیده است.
به واسطه این مشکلات که نتیجه آن توقف فعالیت های اقتصادی وطرح های اجرایی و تشدید مشکلات معیشتی کارگران و اقشار ضعیف وابسته به این حساب های ارزی بوده است .در این اوضاع نا امید کننده که اغلب شرکت های بین المللی و مجریان طرح های بزرگی صنعت نفت ، گاز و پتروشیمی از سرمایه گذاری خود در طرحهای ایران نادم می باشند ، بایکوت حساب های بانک ملی در شعب اروپا شرایطی را برای شرکت های ذینفع وجود آورده که یقینا" استمرار آن باعث نابود شدن بخش خصوصی و نهایتا" کارگران بیچاره در این بخش ها گردیده و بیشتر هم خواهد گردید.
از چند سال پیش در مناقشه مسخره هسته ای ، بسیار بودند خیرخواهان ایران و ایرانی به کراّت در قالب عریضه ،کتیبه،خطابه و ... به راهبران سیاست های حکومت اسلامی تذکر دادند که تفکر و اندیشه را جایگزین تصمیمات احساسی و تعصبی نمایند.در این راستا عده ای با بر شمردن خطرات احتمالی گلاویز شدن با جامعه جهانی،برخی با اشاره به استیصال اقتصادی و معیشتی مردم،گروهی با توسل به عواطف و احساسات طلح طلبانه و بصورت کلی از مسیر پرتنش و سنگلاخی که به ناکجا آباد ختم می گردد سعی نمودند متولیان ایران را از این کار نابکار برحذردارند.
افسوس و صدافسوس که هر چه خیرخواهان مردم (تأکید می کنم) مردم نه حکومت،فریاد کردند از سوی کوتوله های تازه به دوران رسیده به عرصه دیپلماسی و حکومت پر طمطراق اسلامی دشنام شنیدند.
ولیکن طی هفته جاری ظاهرا" مقدمات رسیدن به یک توافق ضمنی با طرف های مذاکره کننده در حال تکوین می باشد.ایران به منظور حفظ هیبت انقلابی و شعار استکباری ستیزی خود از دولتهای 5+1 و نمایندگان آنان خواستند مماشات کنند تا بتوانند افکار عمومی جامعه را آماده نوشیدن جام زهری دیگر نماید که به کام آنان تلخ و به کام مردم ایران شیرین خواهد بود.
امیدوارم ناگزیری ایران باعث گردد از این پس دیگر متعصبان نا بخرد حکومت بر روی ایران و ایرانی قمار سیاسی نکنند.
مدتی قبل طی مقاله ای در وبلاگم به کجا می روی چنین شتابان ، ایران هسته ای!! در خصوص سیاستهای شتابزده ، پوپولیستی و خصمانه رییس جمهور نابغه ایران زمین ابراز نگرانی و تعجب نمودم. با گذشت چند سال از تداوم این سیاست ها که باعث طرد و انزوای سیاسی بیشتر ایران گردید.اندک رفقاء و همراهان سیاسی ایران که از صدقه سر نفت و گاز و تخفیفات ویژه جمهوری اسلامی داعیه همراهی با ایران را در مجامع بین المللی داشتند نیز در مقابل سیاست های خصمانه آقای احمدی نژاد کم آوردند و اینک ایران مانده و چند کشور مطرود جامعه جهانی نظیر:ونزوئلا،کوبا و سوریه و.... که از بد حادثه هیچکدام چهره و وجهه شایان توجه ای در نزد جامعه جهانی ندارند.
در سوی دیگر جورج دبلیو بوش ،رهبر آمریکا در دوران پایانی حکومت خود بر کاخ سفید طی تماس های مستمر و با دیپلماسی فعال دستگاه سیاست خارجی خود بیش از پیش سعی در مخدوش نمودن چهره ایران و تطمیع دیگر کشورها به منظور همراهی و همفکری با ایشان جهت تشدید محدودیت های اقتصادی و سیاسی بر علیه ایران می باشد.
اخیرا" (طی چند روز گذشته)خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با بسته ای از مشوق های اقتصادی پیشنهادی دول غربی به ایران سفر نموده و با حکایت تکراری هویج و چماق سعی در متقاعد نمودن مسئولین ایران به تمکین در مقابل بسته اخیر نماید.و باز هم ایران پافشاری بر مواضع قبلی و عدم تمکین را اعلام نموده و صد البته سینه سپر نموده و می گوید :چرا ما باید سر تعظیم فرود آوریم ، آصلا" ما خودمان آنقدر بزرگ و قوی شده ایم که برای شما بسته پیشنهادی داریم و هکذا برای حل مسایل مبتلابه جامعه جانی نیز برنامه داریم.!!! از آن برنامه های شگفت آوری که برای حل مسایل اقتصادی ، اجتماعی ،اخلاقی،سیاسی،آموزشی ،کشاورزی ،معیشتی و ....این مردم مظلوم با موفقیت بکار گرفته ایم و با اثبات کارآیی و اثربخشی آن در ایران حالا قادریم جهان و جهانیان را نجات دهیم.!!!
من که واقعا" از این همه وقاحت و بیشرمی آقایان متعجبم.در حل کوچکترین مسایل وامانده اند ولی داعیه آقایی جهان را دارند.!
آقایان و خانم های خود شیفته :
لطفا" یک بار هم شده بدور از هرگونه تعصب و داوری ناعادلانه در قبال مسایل بنشینید و قضاوت کنید ما در مقابل تخاصم با جامعه جهانی چه بدست آورده و می آوریم؟آیا داده ها و ستاده ها با هم تناسب دارند؟به مردم بیچاره ای بیاندیشید که وجه المصالحه سیاست های کودکانه شما قرار گرفته اند و هر روز بیشتر از قبل کمرشان در برابر مشکلات زندگی خم می گردد.شما به عنوان منتخب مردم مسئول امنیت و آسایش همه آنان هستید نه بانی دردسر و گرفتاری آنان.
بوی خصم و جنگ از سوی غرب می آید آن هم بسیار زننده و نگران کننده اگر مشام شما مشکل دارد لطفا" بخاطر مردم کمی دقت کنید که فردا بسیار دیر است و یقین بدانید این بار مردم جان خود را فدای آسایش و زراندوزی شما و همپالکی های شما نخواهند نمود.
چند روزی است شبکه ای را بر روی هاتبرد دریافت می کنیم که با ادبیات و برنامه هایی نو در صدد اطلاع رسانی و جلب حمایت مردم رنجور و دردکشیده ای است که در طی سالیان دراز پس از دریافت شبکه های ماهواره ای و ناامید شدن از کمک و مساعدت آنان ، با توسل به آقای داور ویسه در صدد بازستاندن حق و حقوق از دست رفته خود هستند.
داور با ادبیات و گویشی عامه پسند یک تنه در مقابل آماج حملات و دشنام افرادی که با منش سیاسی او مشکل دارند به مقابله پرداخته و به نمادی از فریاد و فغان در گلو خفه شده این ملت در طی سالیان گذشته بدل گردیده است.
به زعم من داور با شکستن تابوی قداست خودساخته این حرامیان ،جرأتی را به بدنه عامه مردم تزریق نموده که من در طی سالهای بسیار در فقدان آن نالان و گریان بودم.بسیارند مردم این سرزمین مفلوک که در طی سالها از عدل و داد اسلامی ناامید شدند و اکنون جهت فریاد تمام دردها و رنج های فروخفته خود به جای توسل به رسانه ملی،امام جماعت،امام جمعه،نماینده مجلس و ..... به شخصی متوسل می گردند که نه او را می شناسند و نه به کارآیی او اذعان دارند ولیکن جای بسی تعجب است در مملکت امام زمان و درحکومت عدل اسلامی !!!هیچ ملجأ و پناهگاهی حتی برای شنیدن دردها و آلام خود را سراغ ندارند.
رهبران سیاسی و اجتماعی ایران باید خجالت بکشند که چرا در حکومتی که داعیه اسلام و مسلمانی دارند و مدعی هدایت و اصلاح جهان می باشند ، هیچ تریبونی برای شنیدن فریاد و تظلم آنان یافت نمی گردد.
و آقای داور ویسه :
تو را ندیدم و نمی شناسم ولیکن صدایت و رفتارت ،دارای جذبه ای است که بسیاری از هموطنانم به شما اعتماد کرده و می کنند و زهی سعادت .بسیار باید به خود ببالی که در سرزمینی که در هر گوشه اش طلایه داران اسلام ناب محمدی !!به وفور یافت می شوند ولیکن امت اسلامی !!به شما پناه آورده اند.امیدوارم قدر این نعمت را بدانی و ثابت قدم و استوار در راهی که برگزیده ای کماکان حضور داشه باشی و همانند بسیاری که این مردم را فدای زر و سیم کردند دچار تزلزل نگردی.همواره بیاد داشته باش که مردم ایران تنی ضعیف و رنجور ولی اراده ای قوی و پولادین دارند و در طی تاریخ قدرشناس و سپاسگذار آنانی بودند که صادقانه دل و جان در راه خدمت به آنان گذارده اند.امیدوارم این سپاس و قدرشناسی مشمول حال شما نیز گردد.مسیری را که برگزیده ای درست و تحسین برانگیز است و بدان تاریخ بهترین داور بین داور ویسه و ملت ایران است.
بدرود و سپاس بابت زحمتی که برای آگاهی و آزادی این ملت مظلوم و مستضعف تقبل نموده و می نمایی.
طی چند روز گذشته اظهارات آقای پالیزدار در خصوص خانواده هزار فامیل و پدرخوانده های رانت خواری و سوءاستفاده های مالی و دزدی در این سرزمین فلک زده باعث ایجاد بلوای بسیاری در نزد عامه مردم بیچاره و زجرکشیده این مرزوبوم گردید.
با گذشت قریب ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ایران و علیرغم تمام مشکلات مبتلا به مردم در خصوص معیشت و مسکنت که لاجرم ناشی از سوء مدیریت و استفاده های نامشروع عده ای چسبیده و آویزان به قدرت و حکومت بوده و می باشد.گویی شکستن تابوی قداست خود ساخته زعمای حکومت اسلامی که طی سالیان سال داد حکومت عدل علی را برای مردم بیچاره سر می دادند برای عوام بسیار گران و سخت آمد.
طبیعی و محرز بود که درآمدهای میلیاردی این کشور با برخورداری از بسیاری مواهب خدادادی با وضعیت اقتصادی مردم ایران متناسب نمی باشد.روشنفکران و آگاهان بسیار گفتند از دزدی و سرسپردگی حکام ایران به مال دنیا و استفاده های نامشروع آنان از قدرتی که از سوی مردم به آنان داده شده است.ولیکن عدم اعتماد مردم به روشنفکران و تقدیس خودساخته علمای دینی باعث گمراهی مردم می گردید.تا آنجا که رئیس جمهور نابخرد ما هم در چند مرحله از فساد حاکم بر حلقه های قدرت و عدم توانایی خود در برخورد با این قبیله از خدا بی خبر فریاد کرد.تا اینکه اطلاعات داده شده از سوی یکی از بین خودشان که من مطمئنم با چراغ سبز نهاد ریاست جمهوری تا مرز قرمز پیش رفت ولی جرأت نکرد به بیت رهبری که به زعم من سرسلسله جنبان اینگونه دزدی ها و سوء استفاده ها می باشد حمله کند.
کوتاه سخن امیدوارم آن عده ای که در پای موعظه این حضرات دزد و خائن به ایران ُ،در مظلومیت و راستی و صداقت آقایان سینه چاک می کردند از این پس بدانند با چه درندگانی مواجه بوده اند که خود بی خبرند.
در باب این موضوع در چند مقاله و اظهار نظر در وبلاگم و سایت های دیگر نِق زده ام ، ولی باز هم می گویم شاید کمی دلم خنک شود.
خانم مسیح علی نژاد به واسطه برخورد های ناشایستی که طی چند روز گذشته و پس از انتشار مقاله ای در روزنامه اعتماد ملی با او شد از اهالی مطبوعات و مسئولین روزنامه ها و رسانه ها گلایه مند و دلخور است.
"امّا نِق تکراری من"
مسئولین روزنامه اعتماد ملی و دیگر روزنامه های دولتی و خبرگزاری های رسمی اغلب افرادی هستند که سر در مناصب حکومتی داشته و دارند.آقایان کروبی،هاشمی رفسنجانی و خاتمی و .... طی سالها خدمت صادقانه ! به خدا و خلق خدا ! از بانیان و طراحان اصلی صحنه های مختلف سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی بوده اند که اکنون چون از قطار قدرت پیاده شده اند (بیرون اندخته شدند)به فکر اصلاح اموری که خود از مسببین ایجاد آن هستند،افتاده اند.
و تعجب برانگیز اینست که عده ای خوشبین و غافل دل به اینان خوش کرده اند.لیکن در مواقع حساس و مواجهه با سختیها همواره اینان مردم ، دانشجویان ، دگراندیشان و اصلاح طلبان واقعی را تنها گذاشته اند.
اصولا" یکی از خطوط قرمزی که تمایز بین مصلحین واقعی و غیر واقعی در ایران را نشان می دهد بحث قدرت بی انتهای ولی فقیه است که با همه اختیارات هیچگونه مسئولیتی در قبال قدرت خود و پاسخ گویی به مردم ندارد.
پس لطفا" در انتخاب لیدرهای فکری خود بیشتر دقت کنید و به آدم های
ترسو و نان به نرخ روز خور (بادمجان دور قاب چین)دل نبندید.لطفا"
چند روز پیش از سهل اندیشی و انتخاب های نا آگاهانه مردم ایران(اگر به مردم بر نخورد) در مسایل مختلف گلایه کردم.هدفم از بیان آن نه نقد و ایراد به انتخاب این شخص به جای دیگری یا این تفکر بجای اندیشه دیگر بود.بلکه مرادم این بود که بگویم چرا عنان کارها و مسئولیت های مهم جامعه را بدست افراد غیر متخصص میسپاریم؟
سال قبل یا 2 سال قبل دقیقا" به یاد ندارم در انتخابات شورای شهر تهران اقبال عمومی به چند ورزشکار ملی روی آورد.هدفم تخطئه قهرمانان ملی نیست ولیکن در حالی که بسیاری از اساتید دانشگاهی،متخصصین واقعی در امور اجتماعی،معماری،شهرسازی،محیط زیست ،ترافیک و حمل و نقل شهری و .... کاندید شده بودند.مردم به افرادی روی آوردند که یا امتحان خود را پس داده بودند یا اینکه از کمترین مهارت در امور شهر و شهرداری سررشته داشته و دارند؟
این سهل و ممتنع بودن مردم مرا آزار می دهد که اغلب در انتخاب های خود احساسات و تبلیغات را بر اندیشه و تفکر مقدم می دارند.
ساده بگویم حکایت مردم ما داستان بیماری است که در وقت ویزیت به جای مراجعه به کلینیک پزشکی به مهندسین مشاور می رود و طلب نسخه شفابخش می کند و وقتی هم حالش بدتر شد همه را مقصر می داند جز خودش که بجای مراجعه به متخصص این کار سراغ یک متخصص نا مرتبط رفته است.!
این اشکال بارز در انتخابات مجلس شورای اسلامی با غلظت و رشد بیشتری کمافی السابق تکرار شد.مردم بجای توجه به کارآیی و مهارت های فنی ،اجتماعی و اقتصادی و .... افراد به شهرت و اتکای آنان به لابی های قدرت توجه نمودند.اغلب افراد بی تخصصی را برگزیدند که جایشان در مسجد و کارشان موعظه و خطابه اخلاقی و مذهبی است.افرادی که نه به ارزش مسئولیت خود و نه به قدر جایگاه والای نمایندگی مردم واقفند و تنها به فکر سرسپردگی به احکام حکومتی و ولایتی هستند.از صدقه سر اینگونه انتخابات است که جمهوری اسلامی ایران هم اکنون به یکی از قدرت های بزرگ جهانی تبدیل گردیده(از ادعاهای رئیس جمهور منتخب مردم !!) و برای جهان نسخه شفابخش تجویز می کند(از سوی مسئولین بحث بسته تشویقی ایران برای جهان در قبال مسئله هسته ای عنوان گردیده است !!).
روزنامه همشهری که از بودجه حکومتی ارتزاق می کند در مقاله ای با عنوان" از تعطیلی جلسه علنی تا کرسی ریاست" در روزنامه تاریخ 4 اردیبهشت ماه 87،غرق شدن شیفتگان خدمت به خدا و خلق خدا را به بهترین شکل ممکن به تحریر در آورده است!! و می نویسد:"از آبان ماه سال گذشته اولین نشانه های غیبت نمایندگان و خارج شدن مجلس از حدنصاب لازم برای رسمیت جلسات نمایتن شد و دلیل آن نیز بدلیل ردصلاحیت برخی از نمایندگان مجلس هفتم در انتخابات مجلس هشتم و برخی دیگر نیز بدلیل رأی نیاوردن چند ماه آخر نمایندگی را به خود مرخصی داده اند." (حتما" آش خیلی شور شده است)
فکر نمی کنید این آشفته بازار مملکت نیز از مسئولیت شناسی اینگونه نمایندگان ایجاد گردیده و خواهد شد.
جان کلام:
تا زمانی که سطح توقع و انتظار خود از نمایندگان و مسئولان را تا این حد تنزل بخشیم وبجای انتخاب افرادی شجاع و لایق افرادی سرسپرده و بی تخصص را انتخاب کنیم وضع بهتری نصیب ما نخواهد شد.
لطفا" در اوضاع پیرامون خود اندیشه،تفکر سپس
انتخاب کنید.لطفا"،لطفا"و لطفا"