تبليغاتX
زندگی متفکرانه
 
وبلاگ تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی متفکرین در بردارنده دلمشغولی های یک دوستدار ایران و ایرانی
 

 

موطن آدمی در قلب کسانی است که دوستش می دارند(زنده یاد احمد شاملو)

 

و من اینجا خیلی غریبم

ای خدا .....چرا اینجا روزمرّگی (روزمرده گی)بی خیالی می آفریند و بی خیالی روزمرّگی.

در دنیایی که امروزت را فرقی نیست با دیروز ، چه انتظاری است از فردا؟

فردا گل خواهم زد.

فردا مسابقة فوتبال داریم و من کاپیتانم

فردا فارغ التحصیل خواهم شد و من .....؟

فردای من و بسیاری همانند من گنگ است و نامعلوم،گُنگ ِ، گُنگِ ، گُنگ

دیروز کودکیم ، کوچک بود امّا میشد برایش مرد.

دیروز نوجوانیم پر خاطره بود.

مملوّ از خاطرات خوش دوستان و مالامال از مشکلات زمان

امّا من حاضرم برایشان(برایش)بمیرم.

دیروز کودکیم پر بود از شور و شعف،مملوّ از شرارت،میخواستم خراب کنم،بسوزانم،شر بپا کنم...

میخواستم بسازم،مهر بورزم،عشق کنم و محبّت و ....

ولی حیف و هزار حیف

اینجا دارند مرا می سوزانند.اینجا دارند جوانان را می سوزانند.

من اینجا جوانانی را دیده ام که سوختن را به صف نشته اند که در دست هر کدام یک لیوان چای با قندهای حبّه ایست و به یاد روزهای خوش زندگیشان داغِ ،داغَش میخورند که تا قبل سوزاندن،خود بسوزند.

.......... به من بگو که گذشته رویا نیست.

......... به من بگو که زندگی زیباییست.

 

  نوشته شده در  هفتم اسفند 1385ساعت 0:40  توسط هادی  | 

بیش از یک سال و نیم  از برگزاری انتخابات نهم ریاست جمهوری در تاریخ ۲۷ خرداد ماه ۱۳۸۴ که منجر به پیروزی آقای احمدی نژاد که با شعار دولت عدالت مدار ، مهر ورز و یار مظلومان به جنگ رقبای انتخاباتی آمده بود میگذرد.دولتی که بر پایه مشاهدات خودم نه هر گونه ادّعای دیگران به واسطه شعارهایی که در باب مبارزه با رانت خواران اقتصادی،مافیای قدرت و توزیع عادلانه فرصت و ثروت سر داده بود مورد اقبال عامّۀمردم قرار گرفت.کاری به حرفهایی که در باب دخل و تصرّف در آرای مردم از سوی رقبا مطرح شده بود ندارم که باز هم به عینه دیدم در دور دوم انتخابات آقای رئیس جمهور انتخاب اوّل مردم بیچاره و زحمت کش این سرزمین بود.

مردمی که از بیش از یکصدسال پیش تا کنون همواره برای عدالت و آزادی جامه و حنجره دریده اند .جان و عزیز داده اند ولی هر بار نتیجه همان چیزی که بدخواهان این ملت فلک زده میخواستند شد.ملٌتی که نه بدنبال کعبه آمال خود و مدینۀ فاضله مورد ادّعای آقایان بلکه در تکاپوی حداقل زندگی یک ایرانی در سرزمینی مملو از نعمات طبیعی و معدنی و...بود.

حداقل زندگیی که باعث شرمندگی پدری در مقابل خانواده نگردد.باعث ضجّۀ و ناله انسانی از فرط نداری و بیچارگی نگردد.حداقلهایی که همه میدانیم.همان حداقل نیازهایی که فقدانش  باعث می گردد یکی به جنایت دیگری به دزدی ،تن فروشی و .... روی آورد.

نمیدانم تا کنون سنگینی بار شرمندگی در مقابل عزیرانتان بر گردۀ شما سنگینی کرده است؟آیا تا کنون مجبور شده اید جملۀ منحوس ندارم از کجا بیارم رو به عزیزی بگویید؟آنانیکه این سنگینی را حسّ کرده اند یقین دارم تا آخر عمر عرق شرم بر پیشانی و سنگینی بار بر گرده را خواهند داشت.

............

"اصلا" آقا چرا اینقدر مسئله را بغرنج میکنید؟شما سوء نیت دارید.مغرض هستید.سیاه نمایی می کنی.در زمان پیامبر هم فاصله طبقاتی بود و ...."

"اینها لیاقت ندارند.کشور ما و این همه بدبختی؟مگه نفت نداریم؟مگه گاز نداریم؟مگه معدن نداریم؟و....."

وای خدای من قلبم از این حرفها و انگهایی که هر کس به فراخور وضعیت خود به محض خواندن یا شنیدن رنج نامه مردم این سرزمین به دیگران می زند پر درده.

...............

نمی خواستم بحث به این سمت بره ولی کلام عصیان کرد و ناگزیر شدم.اونائیکه بهشون برخورد ببخشند منظورم این بود عده ای فلک زده و درمانده به شعارهای قشنگ و انقلابی منتخب خودشون دلبسته بودند.در مقابل عدّه دیگری که از فرط خوردن رانت و چپاول فرصت ها در حال ترکیدن بودند ماست ها رو کیسه کردند.

............

"آخه این دفعه دیگه شوخی نیست.دفعه قبل به یک اصلاح طلب و ادیب رای دادند که اصلا" نفهمید چه مسئولیتی رو تقبل کرده و چکاره است ؟ولی ایندفعه یه بچه مذهبی که پاسدار بوده و خودش از دل محرومیت ها رشد کرده رییس قوّه مجریه هست اون دیگه با کسی شوخی نداره.میدونه سر گشنه رو بالش گذاشتن یعنی چه.میدونه شرمندگی چیه.آخه از جنس همین مردمه.مگه خونه و زندگیش رو ندیدی؟اصلا" خودش نزدیکیهای خط فقر(البته باعرض معذرت) زندگی میکنه."

"ای آقا تو چقدر ساده ای ،همش فیلمه،همشون سروته یک کرباسند.مگه میشه یکی از بین خودشون بیاد و ریشه خودشون رو بزنه؟"و......

آقای احمدی نژاد:

من خیلی چیزهای دیگه رو از ترس اینکه نکنه فردا فیلتر چه میدونم حذف یا غیره بشم سانسور کردم .ولی خدا میدونه که اینها بخش اندکی از دلمشغولیهای مردمی بود که به شما رأی دادند و آنانیکه رأی ندادند.

"یکی از جذاب ترین شعارهای کاندیدای آن موقع و رییس جمهور کنونی این بود که من دست یا (نمیدونم شاید پا)مافیای نفت رو از این وزارتخانه کوتاه میکنم.من پول نفت رو روی سفره مردم میارم.(البته اخیرا" آقای احمدی نژاد فرمودند که ما همچین چیزی نگفتیم)این چه اقتصادی است که قیمت نفت بالا میره یا پایین میاد ولی تأثیری رو سبد خانوار نداره؟"(آقای رییس جمهور سعی کردم آنچه تو خاطرم مونده رو براتون بازگو کنم امیدوارم زیاد پس و پیش نشده باشه)

آقای رییس جمهور ممکنه شما یادتون رفته باشه ولی من و حافظه تاریخی این ملّت محاله فراموش کنیم.اصلا" بخش اعظم اقبال مردم به شما نه به واسطه لیاقت و کاربلدی شما بلکه به واسطه امیدی بود که به مبارزه شما با این اختاپوس های انسان نما که شیره جان این ملّت رو می مکند،بسته بودند.

شخصا" طی سالها شاهد بودم چگونه طرحها و پروژه های عظیم نفتی بین عدّۀ محدودی شرکت توزیع میشه.اقای رییس جمهور لطفا" بفرمایید از زمان حضور شما با چند نفر از این مافیایی که پروژه های چند صد میلیار تومنی بین آنها توزیع میشده و میشود مبارزه شد؟

راستی چند فرصت یکسان برای تمام سرمایه های ملّی و فنی کشور که توان اجرای این کارها رو دارند ایجاد شد؟مطّلع هستم که با چند بخشنامه به سازمانها و ادارات دولتی هرگونه واگذاری پروژۀ ملّی با ترک تشریفات مناقصه رو ممنوع کردید ولی آیا مشکلات با همین بخشنامه ها حلّ شد؟

جناب رییس:در کشور ما بدلایل مختلف امکان رقابت سالم بین صاحبان مهارت فنّی و حرفه ای میسر نیست.عدّۀ محدودی شرکت که تنها هنرشان اجرای طرحها در چند برابر زمانبندی اولیه است بمنظور دستیابی به سود بیشتر طرحهای ملّی رو با چند برابر بودجه پیش بینی شده اجرا می کنند؟

اصلا" طی این چندسال که قریب چند ده میلیار دلار پروژۀ نفت،گاز و پتروشیمی در کشور اجرا شده بجزء چند شرکت محدود آیا هیچکس تونست وارد بازی انحصاری و مافیایی اقایان بشه؟

چند پیمانکار حرفه ای که دمشون بجایی وصل نباشه متولّد شد؟چرا عملکردتون در مبارزه با مافیای اقتصادی را به مردم گزارش نمی دهید؟

به واسطۀ سوگندی که در اجرای قانون اساسی و پاسداری از حقوق ملّت خورده اید امیدوارم عهدتان با ملّت را فراموش نکرده باشید.

این ملّت بسیار باهوش و قدرشناس است و همواره از کسانی که جسورانه به زیاده خواهان و بدخواهان این ملّت تازیدند به نیکی یاد میکند.

امیدوارم این دردنامه  که نرسیدم تا انتها بنویسمش باعث یادآوری عهدی که با ملّت بستید گردد.

  نوشته شده در  چهارم اسفند 1385ساعت 4:40  توسط هادی  | 

چهل روز از رحلت یکی از استوانه های بزرگ حوزه های علمیه تشیع میگذرد. کسی که عمر پربار خود را صرف تحقیق و تفکر در حوزه علوم دینی و اجتماعی نمود و بدور از هیاهوهای رایج در سطح جامعه ما متفکرانه و اندیشمندانه زندگی کرد.

استاد دوانی از محدود علمای دینی ما بود که عمرش را نه در مناصب دولتی و سیاسی بلکه در مراکز علمی و تحقیقاتی گذراند.ایشان معتقد بود سیاسی بازی و تصدیگری امور از عهده بسیاری ساخته است ولیکن جامعه حق جو و جوان ایران بیشتر از هر چیز به منابع مستدل و روشن گرانه عقیدتی و ایدئولوژی نیاز دارد.

علامه از ابتدای جوانی و به مجرد ورود به حوزه علمیه ضمن درک درست ازخلاء علمی موجود در منابع و مآخذ فارسی در حوزه های علمیه با مطالعه و تحقیق در باب تاریخ اسلام و تشیع به تآلیف کتب و منابع نفیسی همت گماردند.

مرحوم استاد دوانی پیش از انقلاب با حضور در تحریریه مجلۀ مکتب اسلام نگارش بخش اعظم مطالب و مقالات آن مجله را بر عهده داشتند.

از استاد قریب ۱۰۰ تألیف و تحقیق به یادگار مانده که از جمله میتوان:

۱-نهضت روحانیون ایران(۱۱ جلد)

۲-مفاخر اسلام(۸ جلد)

۳-شرحی بر زندگانی جلال الدین دوانی

۴-تاریخ اسلام از آغاز تا هجرت

و .....

اشاره نمود.

ضمن گرامیداشت زحمات این انسان شایسته و گرامی که به دور از مناصب متداول امروزی روحانیت به وظیفه اصلی روحانیت که همانا اقامه دلیل و برهان و تحقیق در باب دین و مذهب است پرداخت را گرامیداشته و برایش علو درجات در پیشگاه احدیت را خواستارم.

اشاره بنده به استاد از جهت اینکه ایشان از محدود علمای عصر حاضر بود که متفکرانه و اندیشمندانه زندگی کرد صورت گرفت و امیدوارم علمای حوزه و دانشگاه بجای وابستگی به دستگاههای قدرت به علم اندوزی و نشر اسلام اصیل بیاندیشند چون در این بخش بسیار کاستی داریم و ارائه منابع غنی دینی و مذهبی که برای جوان امروزی جاذبه داشته و باعث توجه بیشتر مردم به دین مداری و اخلاق مداری گردد از خیلی چیزها که امروز در کانون توجه قرار دارد مهم تر و حیاتی تر است.

امیدوارم نسل جوان ما در حوزه و دانشگاه با تأسی از سیره و مرام این مردان راستین راه خیر و صلاح را برگزیند.

بدان امید

  نوشته شده در  چهارم اسفند 1385ساعت 3:57  توسط هادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Copyright 2007 © All right reserved by http://motefakkerin.blogfa.com

تمرین صداقت و امانتداری© استفاده از مطالب با ذکر منبع و مآخذ(متفکرین بلاگفا)بلا مانع میباشد

E-Mail To:Weblog Manager