تبليغاتX
زندگی متفکرانه
 
وبلاگ تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی متفکرین در بردارنده دلمشغولی های یک دوستدار ایران و ایرانی
 

شب گذشته در مقاله ای ، تحلیلی ارائه دادم از شرایط بغرنجی که به واسطه ماجراجویی اتمی ایران و خصومت های آشکار آمریکا با انقلاب اسلامی به وجود آمده است.نگرانی هایی عنوان گردید که جملگی ناشی از عدم توجه آحاد مردم به این شرایط حساس می باشد و آن نیز به زعم نگارنده از عدم ارائه تصویری درست و واقعی از شرایط حاکم بر مناسبات فیمابین ایران،شورای امنیت سازمان ملل ، کشورهای اروپایی و متحدان آمریکا و آژانس بین المللی هسته ای ناشی می گردد.

امروز در خبرها داشتیم آقای علی لاریجانی ،مذاکره کننده ارشد ایران و دبیر شورای امنیت ملی استعفاء داده و با پذیرش استعفای ایشان فصل دیگری از مذاکرات با طرفهای دیگر آغاز خواهد شد .البته اگر فرصتی برای مذاکره باقیمانده باشد و طرفهای دیگر به عبارتی اصلا" تمایلی به تداوم مذاکره با اشخاصی که به نوعی خود ملعبه سیاست هایی هستند که خارج از میز مذاکره به آنها ابلاغ می گردد.بعید میدانم با منتفی شدن جلسه روز سه شنبه آقای لاریجانی با "خاویر سولانا"مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا ، عملا" جایی برای برگزاری دیدار با جانشین ایشان یا تجدید برنامه دیدار باقیمانده باشد.

آنچه بیش از همه چیز جای تعمّق و مدّاقه نظر دارد ترک منصب پر طمطراق دبیری شورای امنیت ملی از سوی آقای دکتر لاریجانی می باشد؟

دکتر لاریجانی که در ابتدای تقبل مسئولیت دبیری شورای امنیت ملی در بیاناتی احساسی و به دور از انصاف عملکرد تیم مذاکره کننده قبلی به ریاست دکتر روحانی را منفی ارزیابی نموده بود و با تمثیل اینکه "درّ داده ایم و به جایش شکلات گرفته ایم"روند پیشرفت مذاکرات پیش از خود را به سخره گرفته بود،باید منتظر قضاوت همپالکی هایش در قبال فرصت سوزی و لجاجت هایی که طی مدت مذاکره داشته ،باشد.

دکتر احمدی نژاد به پشتوانه محافل و مافیای قدرتی که ایشان را از کرسی استادی دانشگاه تا کاخ ریاست جمهوری بالا بردند،بسیار شتابان و مقتدرانه در حال یکدست نمودن مسئولان دست اندرکار امور میباشد.از یاد نبرده اید که سردار رحیم صفوی به واسطه انتقاداتی که در برخی از محافل از اظهارات جسورانه و جنگ افروزانه نموده بود،چطور بدون هیچ سروصدایی جایش را به نفر بعدی داد تا رئیس جمهور ماجراجوی ایران عرصه را برای پشتیبانی آتی سپاه ،هموارتر ببیند.واینک نیز پس از مدتها تنش در نزد ایشان و آقای لاریجانی بالاخره دعوا را علنی کردند و با دور نمودن حداقل مهره های تأثیر گذار بر روند مذاکرات شخصا" به محور اصلی اجرای تصمیمات سیاست گذار اصلی تبدیل گردیده اند.

گرچه به واسطه اقدامات احساسی و بعضا" جنگ طلبانه احمدی نژاد میبایست بیش از پیش نگران بود ولیکن الان تکلیف همگان روشن شده و دیگر کسی حق ندارد از مذاکره خودسرانه برخی از مسئولان اظهار گلایه نماید.دیگر کسی نمیتواند از زیر بار مسئولیت های آتی شانه خالی کند و بگوید فلانی جاسوس فرانسه بود و بهمانی جاسوس آلمان.

آقای دکتر احمدی نژاد :از این پس شما هستید و جولانگاه عرصه سیاست هسته ای ایران با یک بازیگر.بازیگری بدون ذکاوتهای ذاتی مورد نیاز جهت برگزاری دیپلماسی لازم در مناسبات بین المللی.دیگر شما هستید و سرنوشت میلیونها هموطن شما که زندگی را بدون رنج و محنت و صدالبته جنگ می خواهند.

آقای رئیس جمهور بسیار شجاع ایران زمین!!!

نمیدانم در مکتب شما شجاعت چه معنایی دارد ولی بعضی مواقع برخورد سیاسی و مناسب با رقیبی که در حال بهانه گیری علیه شما میباشد را ترس و زبونی معنا نمی کنند.سعی کنید از این پس در مقام رئیس جمهور یک مملکت حکمرانی کنید نه به عنوان یک خطیب سخنور و بی باک.شما نماینده مردمی هستید که سالهای متمادی برای بسط عدالت و آزادی در این مرزوبوم مجاهدت نمودند و اکنون حداقل انتظارشان این است که به دور از هر گونه شتاب زدگی و بسیار منطقی بسوی پیشرفت و توسعه حرکت نمایند.مطمئن باشید از این پس هیچ کس دیگری برای رتوش سخنان و حرفهای شما به این سو،آن سو نخواهد رفت.لطفا" بیش از گذشته مراقب سخنان و حرکات تحریک آمیز خود باشید.

اگر شما و طرفداران نه چندان بسیار شما طبق معمول من را بعنوان نماینده مردم قبول نخواهید داشت و با استناد خنده دار به مردم بسیاری که در حوالی شما ضمن مراجعه مراتب تمجید و تشکر خود را از رفتار شما در قبال پرونده هسته ای ابراز می کنند، قصد تخطئه و تخریب من را دارید،ولی من را بعنوان نماینده خود و خانواده ام که قبول دارید:پس تکرار میکنم لطفا" کمی محتاط تر و فکورانه تر رفتار کنید تا مجبور نشویم تاوان جنگ طلبی و رشادت شما را بسیاری همانند من پرداخت کنند.

  نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1386ساعت 23:13  توسط هادی  | 

طی ماههای اخیر به کرّات جورج دبلیو بوش به نمایندگی از کشورهای غربی و هم پیمان با آمریکا، ایران و فعالیتهای هسته ایران را به باد تهدید گرفته و هربار جدی تر از پیش در صدد روشن نمودن شعله های آتش جنگی خانمان سوز در ایران، این سرزمین محنت زده و رنجور است.

مسئولین ایران هم که در قبال سر گرسنه گذاشتن به بالین تمام مستضعفین عالم مسئول و غمخوار هستند(البته اینگونه وانمود می کنند،وگرنه چه بسیارند هموطنان بیچاره ای که کنار دست و در همسایگی حکوت عدل علوی!!از ابتدایی ترین امکانات معیشتی و اقتصادی محرومند)بسیار جسورانه خود را به ناشنوایی زده و در حال بی خیالی به فکر حکمرانی و گذر ایّام میباشند.

طی این مدت در بعضی مواقع برخی از سایت ها و محافل معتبر و بعضا" نا معتبر بین المللی حتی نسبت به طرح جزئیات طرحهای احتمالی حمله نیز مبادرت نمودند.

اغلب در خلوت خود منتظر نگرانی در سطح جامعه بودم ولی دریغ از یک نشانه جزئی از نگرانی عوام از بروز جنگی دیگر.با خود اینگونه تحلیل می کردم که مردم ما بسیار فهیم تر از این هستند که بر پایه یک سری گمانه زنی و شعار واهی یا واقعی مرعوب شوند و قافیه را ببازند.ولی اخیرا" با جدی تر شدن موضوع و تهدید جدی بوش که دنیا را به بازداشتن ایران از بروز جنگ جهانی سوم ترغیب می نمود ،نوک پیکان بخشی از این تهدیدات را متوجه روسیه و رهبر اخیرا" عزیز دردانه شده آنان در نزد مسئولان فراموشکار ایران یعنی آقای پوتین دیدم که طی مذاکرات تهران ظاهرا" در اوج معرفت و جوانمردی آن هم از نوع روسی که در جنگ عراق و در قبال صدام حسین نیز نمونه ای از آن را دیدیم،بر طبل حمایت از فعالیتهای ایران کوبید و قول حمایت همه جانبه را به آقایان داد.

به زعم من موضوع بسیار جدی تر از گذشته در حال پیگیری است و متأسفانه در این بازی ایران به ملعبه تسویه حسابهای غرب و شرق تبدیل شده است.وقتی دیروز در خبرها خواندم پوتین در مراجعت از تهران طی مصاحبه ای در مسکو به تقویت زرّادخانه های اتمی کشورش تأکید نموده و از سوی دیگر جنگ سالاران آمریکایی مستقر در منطقه تجهیزات و تأسیسات نظامی خود را به رخ می کشند ،من بیشتر از همیشه ترسیدم.

بعنوان یک ایرانی که سرزمین ،آبرو،شرف و حیثیت وطنش را میخواهد ترسیدم.به حال مردم رنجدیده و مظلوم سرزمینم که کماکان در پیچ و خم دعوای تحقق یا عدم تحقق برنامه چهارم توسعه ،افزایش سهمیه بنزین ،کاهش قیمت مسکن ،مهار تورم افسار گسیخته و ....در رویای روزهای خوب برای خود و فرزاندان شان به سر می برند بر خود لرزیدم.مگر می شود اینچنین با سرنوشت ما بازی کنند و من و تو همچنان بی خیال باشیم.درعجبم!!!باید چه اتفاق و فاجعه ای رخ دهد تا همگی باور کنیم که شمارش معکوس برای شروع جنگی ناخواسته برای ملت ما آغاز شده است؟حتما" باید صدای هواپیماها و موشک ها را بشنویم سپس وامصیبتا سر دهیم؟

شک ندارم در صورت بروز این مشکل بازنده اصلی من و تو هستیم نه آنانی که با بروز اولین مشکل به پشتوانه سرمایه ها و پولهای بادآورده به سرتاسر دنیا فرار می کنند.

لطفا" هوشیار باشید و مسئولانه تر مسایل در حال وقوع را پیگیری نمایید.لطفا"،لطفا"...

 

  نوشته شده در  بیست و هفتم مهر 1386ساعت 23:23  توسط هادی  | 

اعتراض دانشجویان غیور به سخنرانی آقای احمدی نژاد ، انگیزه ای برای بودن دوباره

 

بعد از مدت ها بی انگیزگی سیاسی که ارمغان دولت نهم برای من و امثال من بود ، گلی به جمال این دانشجویان دریا دل پلی تکنیک،تهران و علّامه و .... که با حضور سبز خود در این برهوت معرفت ، سرود یاران دبستانی را در گوش های انحصار طلبان قدرت و کوتوله های سیاسی در مراسم سخنرانی آقای احمدی نژاد فریاد کردند.

مدتها بود که دل و دماغی برای بیان دغدغه ها و دل مشغولی های خود نداشتم .ولی این جسارت و همت جوانان زنده دل تلنگری بود بر من و آنانی که همانند من ، فکر می کردند باید از این سرزمین رنجور و پر از درد وغم قطع امید نمود.

پس سلام و هزاران درود بر شما دانشجویان آزاده که با قامتی ایستاده ، آزادی و خوشبختی را برای مردم سرزمین من فریاد کردید.درود بر شما که در مقابل نهیب زور گویان و قلدران ایستادید تا قامت نحیف آزادی را پاس دارید.

و به هم میهنان خود ایستادن و فریاد زدن در مقابل زورگویان و مستبدین را بیآموزید.

من و سرزمین من هرگز شکوه فریادتان را از یاد نخواهیم برد.همانگونه که شکوه آزادی خواهی و قدرت شما را در بحران کوی دانشگاه از یاد نبرده ایم.

دانشجوی غیور ، سرزنده و پاینده باشی.

  نوشته شده در  بیست و پنجم مهر 1386ساعت 20:47  توسط هادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Copyright 2007 © All right reserved by http://motefakkerin.blogfa.com

تمرین صداقت و امانتداری© استفاده از مطالب با ذکر منبع و مآخذ(متفکرین بلاگفا)بلا مانع میباشد

E-Mail To:Weblog Manager