تبليغاتX
زندگی متفکرانه
 
وبلاگ تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی متفکرین در بردارنده دلمشغولی های یک دوستدار ایران و ایرانی
 

فرصت ،فطرت و لیاقت

چند روز پیش با دوستی قدیمی در خصوص احوال و روزگار دوستی مشترک صحبت به میان آمد.او پرسید:آیا هیچوقت فکر میکردی روزی فلانی اینقدر پیشرفت کند که مدیر عامل یک شرکت بزرگ در بخش خصوصی گردد؟و ادامه داد در بین بچه های همدوره ما خیلی ها بودند که از نظر سطح معلومات علمی و کارآیی فنی از مورد بحث قوی تر و خبره تر بودند!ولی چگونه است که اغلب آنان در پیچ و خم زندگی دست و پا می زنند و ایشان(مدیر عامل کنونی) موفق تر به نظر می رسد؟

این پرسش و پاسخ های ردوبدل شده بهانه ای شد که امشب برایتان بنویسم از دغدغه های یکی از جوانان قدیمی این مملکت که با دنیایی از امید و آرزو به دانشگاه پلی تکنیک تهران پا گذاشت و با نمرات معمولی موفق به دریافت درجه کارشناسی ارشد شد.ولی اکنون که به پشت سر نگاه می کند و آمال پرشور جوانی را با داشته ها و وضعیت کنونی مقایسه می کند ، گویی خیلی از آرمان شهر خود دور افتاده و به یک آدم (مدیر) ماشینی صنعت که هر روز باید در فکر حل و فصل دلمشغولی های تولیدی و اقتصادی باشد،تبدیل گشته است.

هر کدام از ما بسته به محیط خانواده،اطرافیان و جامعه پیرامونی که در آن رشد یافتیم در ایام نوجوانی یا جوانی هدف و آرمان بالایی را برای حرکت به سوی آن انتخاب می کنیم.بعضا" این اهداف بقدری رویایی است که تا آخر عمر همواره در تب و تاب علت نرسیدن به آن حسرت و غبطه می خوریم.و گاهی اوقات نیز هدف گذاری منطقی و براساس واقعیات صورت گرفته و با نیل به آن احساس خوبی شبیه غرور و نشاط برای آدمی هدیه می آورد.

شما هم ناگزیر این دوران را داشته و دارید.برخی از نظر سنی به مرحله یاس و نومیدی نرسیده اند ولی همدوره های من هر کدام با کوهی از مشکلات معیشتی و اقتصادی ،سرو کله زدن با بچه هایی که دورشان را گرفته اند اغلب ناامید گشته اند و به شرایط تحمیلی از سوی زندگی و جبر زمانه تن داده اند.

حتما" دوستانی دارید که در مدرسه و خیابان با هم روزگار خوشی داشتید و هیچوقت فکر نمی کردید که او بتواند از نظر مراتب اقتصادی و اجتماعی شما را پشت سر بگذارد ولیکن با مقایسه شرایط کنونی متوجه می شوید که پذیرش اینکه شرایط او بهتر از شماست،اجتناب ناپذیر است.شاید به حال او غبطه بخورید .این ناراضی بودن از شرایط را نباید با حرص و آز اشتباه گرفت.اصولا" ولع آدمی برای دستیابی به شرایط بهتر امری غریزی است که باعث تکاپو و تلاش و تمییز بین انسان های قوی و سست اراده می گردد. ولی هستند افراد کمی که از شرایط خود و داشته های کنونی خود که قطعا" به واسطه لیاقت و مرارتی که کشیده اند ، به دست آورده اند راضی باشند

نکته ای که مرا برآن داشت تا این مطلب را بنویسم اینست که فرصت هایی جهت پیشرفت براساس لیاقت و زحمت آدمی در طول زندگی نصیبش می گردد ولی به واسطه فطرت و جوهره هر انسانی،برخی شرایط را به نفع خود تغییر می دهند و برخی با نگاهی حسرت بار یا با اندوه از کنار آن عبور می کنند.

حتما" برای شما هم پیش آمده که با خود بگویید اگر می توانستم با مسئله ای که من را آزار می داد کنار آیم،الآن بجای بودن در این موقعیت در وضعیت و شرایط بهتری بودم.و این همان راز چیزی است که باغث می شود شخصی با تواناییهای کمتر در موقعیتی مناسب تر از شما قرار بگیرد.بعبارت دیگر جوهره و سرشت او در مواجهه با این شرایط انعطاف لازم را داشت ولی شما؟

مطلب را باید جمع کنم:

همه انسانها بسته به سطح معلومات و تواناییهای خود لیاقت دستیابی به شرایط بهتر و موفقیت بیشتر را دارند ولیکن آنانی در مناصب و پستهای کلیدی تر عرض اندام خواهند کرد که سرشت و جوهره لازم جهت تطبیق خود با شرایط مدنظر لابی های قدرت و کارتل های اقتصادی را داشته باشند و انسانهای لایقی که نتوانند برخی مناسبات مدنظر آنان را بپذیرند لاجرم باید شاهد عرض اندام کسانی باشند که تواناییهایی کمتر از آنان دارند.

جان کلام:

در خاتمه برای اینکه در سن و سال من حسرت لحظاتی را که از دست داده ای نخوری ، بدان علاوه بر فرصت شناسی و لیاقت داشتن باید توانایی فطری(جوهره-سرشت)لازم برای کنار آمدن با خیلی چیزها را داشته باشی.

  نوشته شده در  هجدهم اسفند 1386ساعت 21:34  توسط هادی  | 

سلام

نوروز باستانی

در این روزهای پایانی سال ۱۳۸۶ و ایامی که خود را آماده برگزاری جشن های سالیانه و سنتی نوروز می کنیم ، چه بسیار خانواده های شریف و آبرومندی که در حوالی ما ، کنار ما و یا در همسایگی ما هستند که از فرط استیصال فقر و نداری بجای خوشحالی در حسرت و غم می سوزند و می سازند.

خانواده های مستمند

برای شما و من ، وقتی ایام خوش و زیباست که در شادی هایمان دیگران را شریک کنیم و در غم نداری آنان همراه و یار باشیم.

چشمان اشکبار ایتام و فقراء

این فقط از باب یادآوری بود وگرنه چه بسیارند هموطنان دلسوز و شریف من که قبل از هر کاری اول به فکر ایتام،خانواده های فقیر و مستمند هستند.

به امید اینکه فقر و بیچارگی از این سرزمین محنت زده برای همیشه رخت بر بندد و نوروزی سراسر خوبی و پیروزی برای همه ما در پیش باشد.

  نوشته شده در  هفدهم اسفند 1386ساعت 23:47  توسط هادی  | 

جشن بزرگ هسته ای یا اجماع جهانی بر علیه ایران

 

طی هفته گذشته پس از ارائه گزارش آقای البرادعی به شورای حکام ، اخبار  امیدوار کننده ای  بر مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی حکومتی ایران غالب گشت حاکی از:

پیروزی بزرگ هسته ای،جشن هسته ای،پیروزی سیاست های  ج.ا.ا ، شکست آمریکا در برابر هوش و ذکاوت ایرانیان در دیپلماسی هسته ای و .....

 

از همه جالب تر افاضات پرزیدنت احمدی نژاد بود که با قیافه ای حق به جانب از برگزاری کارناوال هسته ای در اوایل سال آینده و شماتت و نیشخند بر آنانی که طی چند سال گذشته او و سیاست های خصمانه او در حل مسئله هسته ای را به چالش کشیده بودند.آقای دکتر احمدی نژاد با لحن یک برنده بزرگ از سروری ایران بر جهان و لزوم اعتراف غربیان به شکست و شدیدتر از آن لزوم عذرخواهی آنان از ملت شریف ایران و ضرورت بسته شدن پرونده در شورای امنیت را بیان نمودند.

پس از یک یا دو روز ،خبری مطرح شد مبنی بر اینکه پیش نویس قطعنامه سوم بین اعضای دایم و غیر دایم شورای امنیت توزیع شده و کشورهای عضو در حال بررسی و تصمیم گیری می باشند.کشورهای 1+5 بدون هیچگونه توجه ویژه ای به گزارش نسبتا" مثبت دبیر کل آژانس همچنان ساز مخالفت با برنامه های صلح آمیز هسته ای ایران را کوک می کردند و مصرانه خواهان تصویب قطعنامه ای با محدودیت های بیشتر بر علیه ایران بودند.

 

در این اوضاع و احوال برخی دلسوزان به آقایان تذکر دادند که در رویای پیروزی بزرگ هسته ای خود و عوام را فریب ندهید.لطفا" اگر هنری دارید به خرج دهید تا از تشدید مفاد قطعنامه ای که قطعا" صادر خواهد شد جلوگیری نمایید.ولی با شعارهای مرعوب کننده راکبین ارابه قدرت و حکومت به بیگانه پرستی،ترس و زبونی محکوم شدند ، برخی نیز با پشت گرمی به روسیه و چین از قبول واقعیت کماکان طفره می رفتند.!!و معتقد بودند لاجرم پرونده هسته ای ایران به آژانس اعاد] خواهد شد.در این بین اظهار نظر آقای وعیدی معاون آقای دبیر شورای امنیت ملی نیز شنیدنی بود که گویی با دسته کورها و کرها طرف است که عنوان کرد اصولا" پرونده ایران در آژانس است و معنی ندارد که بخواهد عودت گردد!!!و قطعا" ایران برنده این بازی مسخره بوده و هست.

 

پرزیدنت سرتاپا ذوق و قریحه ما نیز در ادامه سروری ایران بر جهان و جهانیان!جهت روبراه کردن احوال و اوضاع مردم استان هرمزگان در سخنرانی آتشین دیگری به یاد انگل و میکروب و... افتاد و با اظهاراتی نابخردانه تر از پیش ضمن تشبیه کشورهای طرف حساب در پرونده هسته ای ، پاشنه آشیل غربی ها(اسراییل)را مورد حمله مجدد قرارداد.

 

سیاسیون ایران با تقارب زمان رأی گیری در شورای امنیت سعی نمودند با تجمیع آراء و نظرات اعضای شورای حکام آژانس شرایط را به نفع خود عوض کنند(خلاصه مجبور شدند بپذیرند اتفاقاتی در سطح بین المللی بر علیه ایران در حال شکل گیری هست)ولیکن این ترفند را نیز با برگزاری جلسه ای به کارگردانی آمریکا،فرانسه و انگلیس که در آن هاینونن (معاون البرادعی) به همراه گزارشات و تصاویر تهیه شده از سوی سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی کشورهای مزبور شرکت کرده بود را توانستند نقش بر آب کنند و به یک باره آقای البرادعی نیز که گویی از صداقت  و حسن نیت طرف ایرانی ناامید شده نیز بر خلاف گزارش اخیر خود خواهان توضیحات جدید ایران گردد.

 

در شرایطی که تمام ایران و ایرانی بر اساس اطلاعات رسانه ای دمنتشره در سطح کشور خود را فاتح یک بازی زشت و آزاردهنده طولانی می دانستند به یک باره همه چیز به هم خورد و از همه بدتر اینست که آقایانی که تا چند روز پیش از هوش و تدبیر خود در حل موضوع هسته ای ایران داد سخن می دادند طبق معمول باز هم شروع به شعار و فرافکنی کردند و اصلا" منکر لزوم پاسخ دهی ایران به شورای امنیت گردیدند و ایشان را فاقد وجاهت حقوقی و قانونی جهت دخالت در این پرونده پیچیده دانستند!

 

نمیدانم قطعنامه اخیر را مطالعه کرده اید یا خیر؟ولیکن در مفاد آن اگر دقت نمایید ، غالبا" با اشاره به منشور سازمان ملل و تعهدات مندرج در آن به ایران ایراد و اتهام وارد کرده و در پایان نیز یک طرفه به محکمه رفته اند و از جهان و جهانیان خواسته اند که با حکومت ایران و عوامل آن با تحریم و محدودیت بیشتری برخورد کنند.

 

در حالی که ما خود را همانند شما!!آماده شرکت در یک کارناوال بزرگ می کردیم قطعنامه سوم با اکثریت آراء (باز هم بخوانید-اکثریت قریب به 100%)برعلیه ایران  ، نه، بر علیه دولتمردان پر از هوش و ذکاوت ایران،نه ،بر علیه مردم بیچاره و بینوای ایران تصویب شد و یکی هم نیست مسئولیت آن را بپذیرد.یکی نیست به ما بگوید ما پیروز شدیم یا شکست خوردیم؟

 

من نیز همانند هر ایرانی خواستار سربلندی و پیشرفت ایران در همه زمینه ها حتی انرژی هسته ای هستم و از آپارتاید(تبعیض)هسته ای که در قبال برنامه های ما در مجامع بین المللی با هدایت و رهبری آمریکا و لابی صهیونیسم جهانی در حال اعمال است ، دلگیر و ناراحتم ولی مطمئنم راه حل این مسئله روش و منشی که رهبرما،پرزیدنت ما و دولت و ... در پیش گرفته اند نیست.برای تعامل و هم زیستی مسالمت آمیز با جهان باید قواعد آن را یاد بگیریم.برای بازی مناسب باید بازی خوان ماهری باشیم و قواعد بازی را رعایت کنیم.....

ولی متأسفم و باز هم متأسفم که نظر من و امثال من برای هیچکس مهم نیست و یک تئوری خام و غیر اصولی با بازیگری ، بازیگرانی غیر حرفه ای و سبک مغز در حال سوق دادن ایران به انزوای بیشتر در مجامع جهانی است.

 

امیدوارم بازیگران و بازیگردانان این جریان بدانند که چه می کنند؟که فردا خیلی دیر است .امیدوارم فقط همین!! 

  نوشته شده در  هفدهم اسفند 1386ساعت 21:16  توسط هادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Copyright 2007 © All right reserved by http://motefakkerin.blogfa.com

تمرین صداقت و امانتداری© استفاده از مطالب با ذکر منبع و مآخذ(متفکرین بلاگفا)بلا مانع میباشد

E-Mail To:Weblog Manager