تبليغاتX
زندگی متفکرانه
 
وبلاگ تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی متفکرین در بردارنده دلمشغولی های یک دوستدار ایران و ایرانی
 

در باب این موضوع در چند مقاله و اظهار نظر در وبلاگم و سایت های دیگر نِق زده ام ، ولی باز هم می گویم شاید کمی دلم خنک شود.

خانم مسیح علی نژاد به واسطه برخورد های ناشایستی که طی چند روز گذشته و پس از انتشار مقاله ای در روزنامه اعتماد ملی با او شد از اهالی مطبوعات و مسئولین روزنامه ها و رسانه ها گلایه مند و دلخور است.

 

"امّا نِق تکراری من"

 

مسئولین روزنامه اعتماد ملی و دیگر روزنامه های دولتی و خبرگزاری های رسمی اغلب افرادی هستند که سر در مناصب حکومتی داشته و دارند.آقایان کروبی،هاشمی رفسنجانی و خاتمی و .... طی سالها خدمت صادقانه ! به خدا و خلق خدا ! از بانیان و طراحان اصلی صحنه های مختلف سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی بوده اند که اکنون چون از قطار قدرت پیاده شده اند (بیرون اندخته شدند)به فکر اصلاح اموری که خود از مسببین ایجاد آن هستند،افتاده اند.

و تعجب برانگیز اینست که عده ای خوشبین و غافل دل به اینان خوش کرده اند.لیکن در مواقع حساس و مواجهه با سختیها همواره اینان مردم ، دانشجویان ، دگراندیشان و  اصلاح طلبان واقعی را تنها گذاشته اند.

اصولا" یکی از خطوط قرمزی که تمایز بین مصلحین واقعی و غیر واقعی در ایران را نشان می دهد بحث قدرت بی انتهای ولی فقیه است که با همه اختیارات هیچگونه مسئولیتی در قبال قدرت خود و پاسخ گویی به مردم ندارد.

 

پس لطفا" در انتخاب لیدرهای فکری خود بیشتر دقت کنید و به آدم های 

 

 ترسو و نان به نرخ روز خور (بادمجان دور قاب چین)دل نبندید.لطفا"

  نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:18  توسط هادی  | 

چند روز پیش از سهل اندیشی و انتخاب های نا آگاهانه مردم ایران(اگر به مردم بر نخورد) در مسایل مختلف گلایه کردم.هدفم از بیان آن نه نقد و ایراد به انتخاب این شخص به جای دیگری یا این تفکر بجای اندیشه دیگر بود.بلکه مرادم این بود که بگویم چرا عنان کارها و مسئولیت های مهم جامعه را بدست افراد غیر متخصص میسپاریم؟

سال قبل یا 2 سال قبل دقیقا" به یاد ندارم در انتخابات شورای شهر تهران اقبال عمومی به چند ورزشکار ملی روی آورد.هدفم تخطئه قهرمانان ملی نیست ولیکن در حالی که بسیاری از اساتید دانشگاهی،متخصصین واقعی در امور اجتماعی،معماری،شهرسازی،محیط زیست ،ترافیک و حمل و نقل شهری و .... کاندید شده بودند.مردم به افرادی روی آوردند که یا امتحان خود را پس داده بودند یا اینکه از کمترین مهارت در امور شهر و شهرداری سررشته داشته و دارند؟

این سهل و ممتنع بودن مردم مرا آزار می دهد که اغلب در انتخاب های خود احساسات و تبلیغات را بر اندیشه و تفکر مقدم می دارند.

ساده بگویم حکایت مردم ما داستان بیماری است که در وقت ویزیت به جای مراجعه به کلینیک پزشکی به مهندسین مشاور می رود و طلب نسخه شفابخش می کند و وقتی هم حالش بدتر شد همه را مقصر می داند جز خودش که بجای مراجعه به متخصص این کار سراغ یک متخصص نا مرتبط رفته است.!

این اشکال بارز در انتخابات مجلس شورای اسلامی با غلظت و رشد بیشتری کمافی السابق تکرار شد.مردم بجای توجه به کارآیی و مهارت های فنی ،اجتماعی و اقتصادی و .... افراد به شهرت و اتکای آنان به لابی های قدرت توجه نمودند.اغلب افراد  بی تخصصی را برگزیدند که جایشان در مسجد و کارشان موعظه و خطابه اخلاقی و مذهبی است.افرادی که نه به ارزش مسئولیت خود و نه به قدر جایگاه والای نمایندگی مردم واقفند و تنها به فکر سرسپردگی به احکام حکومتی و ولایتی هستند.از صدقه سر اینگونه  انتخابات است که جمهوری اسلامی ایران هم اکنون به یکی از قدرت های بزرگ جهانی تبدیل گردیده(از ادعاهای رئیس جمهور منتخب مردم !!) و برای جهان نسخه شفابخش تجویز می کند(از سوی مسئولین بحث بسته تشویقی ایران برای جهان در قبال مسئله هسته ای عنوان گردیده است !!).

روزنامه همشهری که از بودجه حکومتی ارتزاق می کند در مقاله ای با عنوان" از تعطیلی جلسه علنی تا کرسی ریاست" در روزنامه تاریخ 4 اردیبهشت ماه 87،غرق شدن شیفتگان خدمت به خدا و خلق خدا را به بهترین شکل ممکن به تحریر در آورده است!! و می نویسد:"از آبان ماه سال گذشته اولین نشانه های غیبت نمایندگان و خارج شدن مجلس از حدنصاب لازم برای رسمیت جلسات نمایتن شد و دلیل آن نیز بدلیل ردصلاحیت برخی از نمایندگان مجلس هفتم در انتخابات مجلس هشتم و برخی دیگر نیز بدلیل رأی نیاوردن چند ماه آخر نمایندگی را به خود مرخصی داده اند." (حتما" آش خیلی شور شده است)

فکر نمی کنید این آشفته بازار مملکت نیز از مسئولیت شناسی اینگونه نمایندگان ایجاد گردیده و خواهد شد.

جان کلام:

تا زمانی که سطح توقع و انتظار خود از نمایندگان و مسئولان را تا این حد تنزل بخشیم وبجای انتخاب افرادی شجاع و لایق افرادی سرسپرده و بی تخصص را انتخاب کنیم وضع بهتری نصیب ما نخواهد شد.

 

لطفا" در اوضاع پیرامون خود اندیشه،تفکر سپس

 

انتخاب کنید.لطفا"،لطفا"و لطفا"

  نوشته شده در  دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:51  توسط هادی  | 

چند روز پیش انتخابات مرحله دوم مجلس با تکمیل شکست عده ای که خود را اصلاح طلب حکومتی میخواندند برگزار شد.مردم نیز با انتخاب هایی احساسی اغلب افرادی را برگزیدند که از لابی های قوی سیاسی و اقتصادی برخوردار بوده و هستند.ولی سوال اصلی این است که وقتی سطح توقع مردم ما در حد افراد نامتخصص و اغلب سیاسی کار کنونی تنزل یافته ، آیا اصلا" امیدی به بهبود اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی این مملکت میتوان داشت؟

وقتی در انتخاب نمایندگان قانون گذار خود بدون وسواس و دقت لازم اغلب در پی این هستیم که فلانی اگر نماینده شود قول فلان کار را به من و خانواده ام داده و بهمانی قول و قراری چرب تر ، آیا صلا" می توانیم در مقابل افزایش قیمتهای ۵۰٪ طی یک ماه گذشته اعتراض کنیم؟

باری ، مردم بار دیگر انتخاب کردند و باید بسوزند و بسازند تا زمانی که درست انتخاب کنند.!!!

  نوشته شده در  نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:58  توسط هادی  | 
سلام

بعد از مدتها غیبت خودخواسته که دلیل اصلی آن دلمشغولی های زندگی روزمره بود.امشب باز هوای وبگردی و وبلاگ نویسی به سرم افتاد.

نمیدانم حضور در این دنیای مجازی چه جذبه ای دارد که علیرغم تمام گرفتاری های کاری و خانوادگی نمیتوان از آن دل کند.

باری به هر جهت خواستم با این چند خط به خوانندگان انگشت شمار وبلاگ متفکرین عرض ادب و احترام کرده باشم و بگویم من سعی می کنم از این پس بیشتر باشم.

به امید سربلندی و بهروزی ایران و ایرانی

هادی

  نوشته شده در  نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:52  توسط هادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  

Copyright 2007 © All right reserved by http://motefakkerin.blogfa.com

تمرین صداقت و امانتداری© استفاده از مطالب با ذکر منبع و مآخذ(متفکرین بلاگفا)بلا مانع میباشد

E-Mail To:Weblog Manager