وبلاگ تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی متفکرین در بردارنده دلمشغولی های یک دوستدار ایران و ایرانی |
ايرانيان از دير و باز به مهرباني و خونگرمي خاصّه شرقيان ، شهره بوده و هستند.از كودكي به ما آموخته اند كه در برابر رنج و درد ديگران مسئول و حساس باشيم.آموزه هاي ديني و فرهنگي ما همواره تأكيد داشته اند برا اينكه مسلمان با مسلمان ديگر برادر و برابر است.تا آنجا اين اصول مورد تأكيد قرار گرفته كه در شرع مقدس ما آمده اگر مسلماني در همسايگي شما با رنج و درد شب را سر كند ، دين شما كامل نيست.
به راستي با اين همه تأكيدات، اوضاع كنوني جامعه ما در مقابل رنج و دردهاي همنوعان خود چگونه است؟آيا واقعا" در قبال مضالم و ستم روا شده بر مردم سرزمين خود مسئول و حساس هستيم؟طي سالهاي قبل وقتي كوچكتر از اين بوديم همواره به ما ياد داده بودند كه اگر در مقابل چشمان ما به مظلومي زور مي گويند بايد از تداوم آن جلوگيري كنيم.در ساليان اخير به كرّات شاهد زورگويي عده اي قلدر به هموطنان خود بوده ام ولي نميدانم چرا خودم بعنوان نمونه اي از اين مردم حساسيت نداشته ام؟در مقابل چشمان من به چند دختر جوان تعدي و دست درازي شد.چند نفر جوان كه سر و وضعي ناجور داشتند مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.دانشجويان به كرات مورد هتك حرمت قرار گرفتند.عده زيادي از انديشمندان سرزمين من بعنوان خائن و جاسوس مورد محاكمه و ضرب وشتم و اعدام قرار گرفتند.و.....
وليكن هر بار به نوعي چشمان خودم را بر روي آنان بستم و بدون اجراي مسئوليتهاي انساني و ديني خود از كنار آنان گذشتم.خودم را قانع مي كردم كه تو به تنهايي چكار ميتوني بكني؟پس زن و بچه ات چه مي شوند؟اصلا" اين جامعه در مقابل مصائب و مشكلاتت چه همدردي با تو داشت كه تو اكنون براي ديگران همدردي كني؟و.... هزاران توجيه غير موجه ديگر كه هر كدام دستاويزي بود براي توجيه ترس و سهل انگاري من و امثال من.!!
به راستي چگونه ما به اينجا رسيديم كه هر كس ساز خود را نافرم كوك مي كندو هيچگونه هارموني و همدردي در جامعه خريدار ندارد؟چگونه است كه تمام يونان طي هفته گذشته سراسر اعتراض كردند به ظلمي كه به يك نوجوان ۱۵ ساله از سوي پليس وارد شد وليكن هر روز در كشور ما عده زيادي را به بهانه هاي واهي مي كشند يا به زندان مي كنند بدون اينكه صدايي از كسي در آيد؟
امروز در خبرها داشتیم که دو دختر دانشجوی دانشگاه مازندران در خوابگاه دانشجویی بدلیل نشت گاز جان دادند.ولی دریغ از یک اعتراض منسجم و بازدارنده از سوی آحاد جامعه ما که در قبال همه مسایل دنیا اظهار نظر می کنند ولی در مقابل بی مسئولیتی عده ای از اشخاص که جان انسانها را بی ارزش می پندارندُهیچگونه واکنشی نشان نداده اند؟
به راستي چگونه توانستند ما را به اين ورطه از سقوط انسانيت و حساسيت سوق دهند كه در مقابل ظلم و ستم وارده به ديگران تنها بيننده باشيم و دريغ از يك اعتراض و همدردي ساده.
همانگونه كه من با خودم خلوت كردم تو هم با خودت خلوت كن و ببين در مقابل هموطنانت چه وظايفي داري كه بدلايل مختلف در انجام آنان كوتاهي كردي و مطمئن باش تا در مقابل جامعه حساس نباشي ، جامعه نيز در مقابل تو حساس نخواهد بود.